قاصد سبز

معلم دستان بهار آورت در غربت باغ بذر رویش می افشاند ودل غنچه ها را به شادی پیوندمیزند
ای قاصد سبز بهار !
روزت مبارک و روزگارت شادمان

معلم دستان بهار آورت در غربت باغ بذر رویش می افشاند ودل غنچه ها را به شادی پیوندمیزند
ای قاصد سبز بهار !
روزت مبارک و روزگارت شادمان

چه خوب فرمود والای آب و آفتاب، در بلندای قامت مقامت که «بنده آنم که مرا حرفی آموخت»؛
چرا که دانش، نوری است که از میان دستان تو، بر سر دیگران می ریزد و تو حالا شده ای واسطه ای میان خورشید و ما؛
پله ای که می رسد به ایوان بلند فکر،چشمه رحمتی که جرعه های معرفت را از میان دل سخت زمین، به دیگران هدیه می دهد
ابری که می بارد و تمام می شود؛ نسیمی که می وزد و پیام بهار را به خواب صبح باغ می رساند؛ شمعی که آب می شود و نورانی می کند دل ها را .
معلمم! شغل تو، ادامه حرکت انبیاست و تو، وامدار رسولان نوری . پس قدر خود را بشناس.
روز معلم بر معلمان سرزمینم مبارک


ایران وطنم :وطن عزیزم برای تو مینویسم برای تو که بیشتر از جانم دوستت دارم.
هرگز تو را ترک نخواهم کرد زیرا اینجا وطن من است.
خاک سرزمینم را میبوسم زیرا اینجا خانه من است.
خانه ای سبز پر از مهر و صفا پر از صلح و دوستی.
کشورم را دوست دارم ایرانم را دوست دارم زیرا پر از زیبایی است.
از تخت جمشید تا سی و سه پل.اینجا پر از زیبایی است پر از محبت و عشق.
از خلیج فارس تا خزر همه ایران سرای من است.
وطنم وطنم ای ایران من دوستت دارم و تا آخرین لحظه واپسین نفسم با تو خواهم ماند.
دوست دارم روی خاک تو جان بسپارم.
تا آخرین نفس تو را دوست دارم ای ایران ای سرزمین سبز من.


می نویسم از دیارم . از وطنم . از کشورم ایران
ایرانی که ریشه ام . جانم . وجودم آنجاست
از جایی سخن می گویم که شده تمام افتخارم و تمام ملیتم
ای ایران ! ای وطنم ! تو را دوست دارم

نقاشی با محوریت استفاده از کالای ایرانی
بمناسبت خجسته میلاد امام زمان(عج)،روز معلم و حمایت از کالای ایرانی
در آموزشگاه نجمه کاخک

خانه آرزوهایم
کلبه ای است کوچک در دشت شقایق ها
که تورا کم دارد
راستی کی میایی ؟
خستگان عشق را ایام درمان خواهد امد
غم مخور آخر طبیب دردمندان خواهد امد
زهی خجسته زمانی که یار باز آید
به کام غمزدگان غمگسار باز آید
اگر فدای امام زمان نخواهد شد
ز سر چه گویم و سرخود چه کار باز آید