و من چه زیبا خوشبختم
عروس سرو قامت شرق با کلاهی از شکوفه های سپید ! از آن دور دست لبخند شادی سر می دهد و من چه زیبا خوشبختم
از جنگل و رود و دریا ! تا صخره های سر به فلک کشیده و برپا
از درختان انبوه و جنگل های بلند
گویی آسمان شمالت را در آغوش کشیده اند
از گل خورشید پنهانی افق دریا
تا حباب های سفید سوار بر امواج در شب ها
آری ایرانم زیباست
و زیباییش را در شب نوازی کویرش به رخ می کشد
در دلنوازی طلوعش و هم نوازی موج هایش
ای وطنم ! دوستت دارم از خزر تا فارس
از شمال تا جنوب
از لر تا ترک
دوستت دارم از جایی که با تو خواندم و برای تو
ای که شده ای مادر تمام ما
پس ای مادرم به تو افتخار می کنم برای مقاومت هایت در برابر زخم هایی که بر خود دیده ای
برای پیروزی هایت . برای زمانی که داغ فرزندانت همانند خنجری بر جانت ریشه کرد
ای که تمام گذشته ام در توست و آینده ام را با تو رقم خواهم زد
ای وطنم و ای خانه ام تو را دوست دارم 
من فرزند ایرانم